عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

86

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

اى موسى من كه خود سخن‌چينان را دوست نمىدارم ، خود از سخن‌چينان باشم . « 15 » 33 - تبهكار بنى اسرائيل از وهب بن منبه روايت است كه : به روزگار موسى عليه السلام جوانى بسيار سركش كه از بسيارى گناه بر خود ستم و اسراف مىورزيد ميان بنى اسرائيل زندگى مىكرد كه او را از بدى كردار از ميان خويش بيرون راندند . كنار دروازه شهر در خرابه‌اى مرگ آن جوان فرارسيد ، خداوند متعال به موسى ( ع ) وحى فرمود كه يكى از دوستان من درگذشته است ، خود برو جسدش را غسل بده و بر او نماز بگزار ، و به كسانى كه گناهشان بسيار است بگو بر جنازه او حاضر شوند تا آنان را هم بيامرزم ، سپس پيكر او را بردار و به درگاه من آور - به خاك بسپر - تا جايگاهش را گرامى دارم . موسى ( ع ) ميان بنى اسرائيل ندا داد و مردمى بسيار گرد آمدند ، و چون كنار پيكر او رسيدند او را شناختند و گفتند : اى رسول خدا ! اين همان تبهكارى است كه او را بيرون كرده‌ايم . موسى ( ع ) از اين موضوع تعجب كرد ، خداوند به او وحى فرستاد كه : ايشان راست مىگويند و گواهان من هستند ، ولى چون مرگ اين جوان در اين خرابه فرارسيد بر چپ و راست نگريست و هيچ دوست و خويشاوندى نديد ، و خويشتن را تنها و زبون و خوار ديد ، چشم به سوى من برداشت و گفت : پروردگار من ، بنده‌اى از بندگان توام و در زمين تو غريب و تنهايم ، اگر مىدانستم عذاب دادن من بر عظمت پادشاهى تو مىافزايد و عفو من از پادشاهى تو چيزى مىكاهد ، از پيشگاهت تقاضاى بخشش نمىكردم و مرا اميد و پناهگاهى غير از تو نيست و در آنچه نازل فرموده‌اى شنيده‌ام كه گفته‌اى « همانا من خودم آمرزنده مهربانم » . « 16 » بارخدايا اميدم را به نااميدى مبدل مفرماى . اى موسى ! آيا براى من پسنديده است كه او را با اين حال و در اين غربت كه به من متوسل شده است و در پيشگاهم زارى كرده است رهايش كنم . سوگند به عزت من كه اگر درباره

--> ( 15 ) . قصه برخ عابد و اين قصه به گونه‌اى مختصرتر در كتاب « الجواهر السنية فى الاحاديث القدسية » شيخ حر عاملى ( ره ) ، صفحات 77 / 78 ، چاپ 1384 ق ، نجف به نقل از كتاب مسكن الفواد شهيد ثانى آمده است . ( 16 ) . بخشى از آيه 49 سوره الحجر .